الفيض الكاشاني

96

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

اكنون كه اين مطلب دانسته شد در مىيابيم كه غلبهء خوف بر شهوت در برخى گناهان امكان پذير است . اگر اين خوف از خدا نسبت به عملى باشد كه در گذشته اتّفاق افتاد پشيمانى از آن ببار مىآيد و پشيمانى موجب عزم و تصميم مىشود . پيامبر خدا ( ص ) فرموده است : « پشيمانى توبه است » « 12 » ؛ و پشيمانى از همهء گناهان را شرط نكرده است ، و نيز فرموده است : « توبه كننده از گناه مانند كسى است كه هيچ گناهى نكرده است » « 13 » ؛ و در اين جا نيز نفرموده است توبه كننده از همهء گناهان ، با اين دلايل روشن مىشود كه قول گوينده‌اى كه گفته است توبه از قسمتى از گناهان ناممكن است ، مردود مىباشد ، زيرا گناهان از جهت آن كه انگيزهء آنها شهوت است و نيز از جهت تعلّق خشم خدا بر مرتكب آنها ، شبيه همديگرند . آرى جايز است از شراب توبه كند در حالى كه بر نوشيدن نبيذ باقى باشد ، زيرا اقتضاى خشم خدا بر اينها متفاوت است و از گناه بسيار توبه كند و بر اندك آن پايدار بماند ، زيرا بسيارى گناه در تشديد عقوبت مؤثّر است ، و با شهوات خود آن مقدار را كه قادر بر جلوگيرى از آن نيست همراهى كند و بعضى ديگر را براى خدا ترك گويد . همچون بيمارى كه پزشك او را از خوردن ميوه بيم داده است و او گاهى كمى مىخورد ولى از زياد خوردن آن پرهيز مىكند . حاصل سخن اين كه ممكن نيست كسى از چيزى توبه كند و از مثل آن تايب نشود بلكه ناگزير بايد آنچه از آن توبه كرده مخالف چيزى باشد كه از آن تايب نشده است و اين مخالفت يا از جهت شدّت گناه و يا از حيث غلبه شهوت است و چون اين تفاوت در اعتقاد توبه كننده وجود يابد اختلاف حال او از حيث خوف و پشيمانى و ترك قابل تصوّر خواهد بود . از اين رو پشيمانى او بر گناه و عزم وى بر ترك آن او را به بىگناهان ملحق مىسازد هر چند در همهء اوامر و نواهى خدا را اطاعت نكرده باشد . اگر گفته شود : آيا توبهء عنّين ( كسى كه قادر بر جماع نيست ) از زنايى كه پيش از بروز اين بيمارى مرتكب شده درست است ؟ مىگويم : نه زيرا توبه عبارت از ندامتى است كه عزم او را بر ترك عملى كه قادر به انجام دادن آن است برانگيزد و فعلى كه قادر به انجام دادن آن نيست به خودى خود معدوم است نه اين كه با ترك آن معدوم شود ليكن

--> ( 12 ) در آغاز اين باب ذكر شده است . ( 13 ) پيش از اين چندين بار ذكر شده است . در استدلال مصنّف به اين خبر جاى تأمّل است ، زيرا مراد جنس گناه است نه نوع آن .